حسين قرچانلو
79
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
خوابيده ديديم كه هريك جبّهاى از پشم يا كرك بر تن داشتند . همه گردآلوده و روپوش گردآلود بر آنان كشيده بودند كه صدايى همچون صداى ورق مىداد . مژگانها هنوز بر ايشان بود . برخى پوتين تا ساق پوشيده و برخى نعلين و برخى شمشك به پا داشتند . تنها تازه مىنمود . چون روى يكى را گشودم ، موى سر و رويش سالم و آب و رنگ او روشن و خون در صورتش پيدا بود ؛ گويى همين ساعت خفته بودند . جسد ايشان به نرمى تن يك مرد زنده بود ، بيشترشان جوان و برخى در آغاز پيرى بودند . سر يكى از آنها بريده شده بود ، چون سبب پرسيدم ، گفتند : در يكى از يورشهاى عرب كه هوته به دست ايشان افتاد ، چگونگى اينها را جويا شدند و چون پاسخ ما را نپذيرفتند ، يكى از ايشان سر آن را از تن جدا ساخت . مردم هوته مىگفتند : در آغاز هر سال ، يك روز عيد ايشان است . چون تاريخ آنها را جويا شديم ، گفتند : ما نمىدانيم جز اينكه ايشان را پيشگويان مىناميم . مجاهد و خالد گمان داشتند كه اينان همان اصحاب كهف باشند . « 1 » مقدسى علاوه بر اصحاب كهف ، از قصبهء رقيم هم كه در اردن بوده نام برده ، مىنويسد : رقيم ديهى است در يك فرسنگى عمّان در مرز بيابان ؛ غارى در آن است كه دو درگاه بزرگ و كوچك دارد . هركس بتواند از در بزرگ به درون شود و نتواند از در كوچك خارج شود ، پندارند كه او فاسد ( تخمهء ناپاك ) است . در آن غار سه گور است و بر بالاى آن غار مسجدى است . « 2 » ياقوت در قرن هفتم هجرى آنچه را جغرافيادانان قبل از او دربارهء اصحاب كهف گفته بودند تأييد كرده و فقط به موكلان اجساد اشاره مىكند كه قصد منحرف كردن بازديدكنندگان را داشتند كه مبادا آنها از راز اجساد آگاهى يافته و نان آنان را سنگ كنند . آنان قصد داشتند فرستادگان خليفه را از بين ببرند . ياقوت اضافه مىكند : نقل كردهاند كه اجساد اصحاب كهف را با صبر و مرّ و كافور خوشبو كرده بودند و پوستهاى اجساد به استخوان چسبيده بود و يكى از بازديدكنندگان مىگويد كه من دست خود را به سينهء يكى از آنها ماليدم و خشونت موى روى آن و سختى لباس او را حس كردم . بعضى گفتهاند ، غار اصحاب كهف در بلقاء در سرزمين عرب در نواحى
--> ( 1 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 215 - 216 . ( 2 ) . همان ؛ بخش 1 ، ص 246 .